پارت سیصد و هشتم :

فریاد خشمگین و طوفانی کیاراد:
- می‎کشمت عوضی... .
گروهبان غرید:
- از جات جم نخور و بشین زمین... الان.
سام چرخید و رو به یاشار زمزمه کرد:
- انقدر بزنیدش تا لوکیشن اون دوتا کرم بعدی رو لو بده. اجازه ندین بمیره یا خودکشی کنه.
یاشار سری تکاند. به دستور مستقیم یاشار افراد، کیاراد را دستبند زده و پارچه‎ای روی سر او کشیدند. او را داخل ون انداختند. سام فاصله گرفت و به سوی خودرو حرکت ک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهشید

    1

    نویسنده چرا شخصیت سعید رو برامون عکسشو نزاشتی؟

    ۴ ماه پیش
  • فاطیما

    8

    خیلی عالی بود من نمیخوام تموم بشه میشه فصل ۳داشته باشه😂 خداقوت عزیزم واقعا حرف نداره رمانت

    ۴ ماه پیش
  • مریم بهاور84 | نویسنده رمان

    من می خوام دست از سر بچه های زاموفیلیا بردارم بذارم نفس بکشن شما اجازه نمیدین چرا😂😔

    ۴ ماه پیش
  • فاطیما

    4

    من واقعا رمانو دوست داشتم ما نمیخوایم نفس بکشن😂 الان این سوال پیش اومد که سام چطور اجازه داد رادا پلیس بشه وداستان دخترشم قشنگه بخونیم به خودتون استراحت بدید و اگه شد حتما فصل ۳بنویسید

    ۴ ماه پیش
  • همراز

    3

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • مریم بهاور84 | نویسنده رمان

    سام تخصصش تو از بین بردن بود، از بین نمی‌رفت💅🏼

    ۴ ماه پیش
  • نگین

    0

    سخنرانی سام یکم چرت و دور از واقعیت بود

    ۴ ماه پیش
  • م

    2

    با تمام سختیایی که سام کشید و زجرایی که این بلاتکلیفی به رادان داده ولی برای راحله خوب بود هرچند سخت،همه این سالها همیشه چشم انتظار بوده 😔🙏🏻🖤

    ۴ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!